X
تبلیغات
معجزه عصر
 

منوی اصلی

صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
عناوين مطالب وبلاگ
تعداد بازديدها:


کربلایی محمد کاظم کریمی(ساروقی)

سایت دانلود اسناد ویدیویی مربوط به معجزه قرآنی عصر ما کربلایی محمد کاظم کریمی ساروقی
 

آرشیو مطالب

اردیبهشت 1392
شهریور 1390
مرداد 1390

امکانات


اين سایت را صفحه خانگي خود كنید ! تماس با مدیر سایت ! اضافه کردن این سایت به علاقه مندیها ! لینک RSS

 


طراح قالب

Powered By
BLOGFA.COM

 

 

نزول مجدد غیبی قرآن

 

بعد بیش از حدود 1300 سال از پیامبری

 

حضرت محمد مصطفی (ص)

 

بر کربلایی محمد کاظم کریمی (ساروقی)

 

۱- موید حقانیت وجود خداوند، عالم غیب و رسالت نبی اسلام حضرت محمد (ص)

۲- موید حقانیت و همچنین کم و زیاد نشدن قرآن مجید (حتی به قدر و اندازه یک کلمه)

۳- موید حقانیت، روی دادن و آمدن هر آنچه که در قرآن مجید آمده است از قبیل

آمدن روز قیامت و برانگیخته شدن مردگان و محاسبه ذره ذره اعمال افراد،

ابدیت،عذاب و سختی جهنم، عظمت و ابدیت بهشت و ...

 

 

این حادثه و معجزه عظیم دارای ویژگی هایی

به قرار ذیل می باشد

1- این اتفاق و رخ داد در مورد قرآن و نزول مجدد آن از عالم غیب و از جانب خداوند حکیم می باشد. تایید این رخ داد در حقیقت تایید وجود خداوند، عالم غیب، حقانیت رسالت نبی مکرم اسلام حضرت محمد مصطفی (ص)، حقانیت تحریف نشدن قرآن و .... بوده و می باشد که نیاز حیاتی و داروی درمان دردهای نسل امروز بشر می باشد.

2- در حقانیت رخ داده شدن این حادثه حتی ذره ای تردید وجود ندارد به صورتی که در طول 38 سال در ایران و چند کشور خارجی چه علماء و مراجع شیعه و سنی و ما بقی مردم اجتماع او را مورد امتحان قرار دادند و بر حقانیت و راستی رخ داده شدن این معجزه بزرگ تایید نمودند و شهادت دادند و حداقل این را برای حقانیت این اتفاق می توان گفت که علماء و مراجع تقلید افرادی نیستند که این تایید جمعی آنها را بتوان زیر سوال برد و منکر شد و اسناد ویدیویی و مکتوب آن در دست می باشد.

۳- تسلط و توانایی کربلایی محمد کاظم کریمی بر قرآن آموختنی نبود که فردی بتواند این ادعا را بنماید که او این تسلط را با تلاش و یا نبوغ خود آموخته و به دست آورده است.

۴- این اتفاق در زمانه ما و در عصر ما رخ داده است و مربوط به زمانهای گذشته و خیلی دور نمی باشد.

 

اسنادی در ارتباط با این معجزه را با عناوین ذیل،

می توانید از این پایگاه اینترنتی، دریافت و دانلود نمایید:

1- فیلم ساخته شده بر اساس داستان حقیقی زندگی محمد کاظم کریمی ( ساروقی ) در چهار قسمت

2- بیانات مرجع عالیقدر، آیت الله مکارم شیرازی (از شاهدان و تصدیق کنندگان رخ دادن این معجزه)

3- فیلم مصاحبه با آیت الله خزعلی، عضو مجلس خبرگان رهبری(از شاهدان و تصدیق کنندگان رخ دادن این معجزه)

4- مصاحبه با فرزند ارشد کربلایی کاظم کریمی (ساروقی) در شبکه تلویزیونی المنار لبنان در دو قسمت

5- مصاحبه با فرزند ارشد کربلایی کاظم کریمی (ساروقی) در دانشگاه آزاد شهر مجلسی در شش قسمت

6- فیلم مصاحبه با دوستان و آشنایان کربلایی محمد کاظم کریمی (ساروقی) در شش قسمت

7- مصاحبه با فرزند ارشد کربلایی کاظم کریمی (ساروقی) در مرکز اسناد آستان قدس رضوی در شش قسمت

 

 

 

 نوشته شده توسط در تاریخ یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1392 با موضوع

 

Karbalai Kazem

Re revelation of the Quran ( Miracle of the Quran )

Kazem Karbalai Saruqi village in the central province of functions, in the year 1275 Hijri was born in a poor family and religion. The family's main occupation was agriculture. But due to lack of personal property he had to work in the fields of others

In that year he worked day after day, in passing through the village shrine between sleep and waking, Alshhvdy is subject to discovery. During which a whole section on the Holy Quran. Leaders have sought to verify this. After testing, it's wonderful to be acknowledged. The documents are available to them. Kazim Quran could be read from the ends first. If someone deliberately sang a verse that was wrong. Became blind later in life. The rest of the land was in 1336 Hijri New Qom was buried in the cemetery

Here is sarogh an ancient city. The great and faithful men like Karbalaey kazem saroghy lived in this terriorty. Professor Jafar Sobhany says:

In 1333 (A.H) it is said that aman who was 50 years old and illitrate could read qoran by heart and show the place of any verse in it but he couldn’t read any book or papper .karbalaek kazem saroghy said that he was learned it in a dream in fact, Qoran was inspired to him.

karbalaek kazem saroghy ‘s old son say: my father said that I was in shrine then two seyyed came there and learned me some thing that I didn’t know what is it: but I know it was Arabic. We went to see Mr sabery araky chaplam of the place Mr sabery araky asked him some questions. He understood that karbalaek kazem saroghy was illiterate. So he declared that it was a miracle and God give him the blessing.

Aiatollah Makarem Shirazi says: I wanted to know the cause of giving him the blessing. After studing, I understood that he was a farmer who followed religious laws like lawful, unlawful activities and pay a thithe of his wealth.

He went to Qom in 6 th of Moharam and died in 9 th of it

 نوشته شده توسط در تاریخ پنجشنبه دهم شهریور 1390 با موضوع
توضیحاتی در مورد این معجزه عظیم ( حافظ قرآن شدن کربلایی محمد کاظم کریمی ساروقی در یک لحظه )

 

داستان زندگی کربلایی کاظم قبل از روی دادن معجزه به

صورت غیبی حافظ قرآن شدنش

محمد کاظم کریمی ساروقی فرزند عبد الواحد، معروف به کربلایی کاظم در یکی از روستاهای دور افتاده اراک به نام ساروق ، از توابع فراهان اراک، در خانواده‌ای فقیر چشم به جهان گشود و پس از گذراندن ایام کودکی به کار کشاورزی و دامداری پرداخت. وی تقریبا همچون سایر مردم روستا از خواندن و نوشتن محروم بود و بهره‌ای از دانش و علم نداشت و با وجود علاقه به یاد گرفتن خواندن، نوشتن و آموزش قرآن، به علت عدم توانایی مالی پدر به مکتب نرفت و درس نخواند. یک سال، در ماه مبارک رمضان، مبلّغی از سوی آیت‌الله‌العظمی حاج شیخ عبدالکریم حایری به روستای ایشان می‌رود و در منبر و سخنرانی خود از نماز، خمس و زکات می‌گوید و در ضمن تاکید می‌کند که هر مسلمانی حساب سال نداشته باشد و حقوق مالی خویش را ندهد، نماز و روزه‌اش صحیح نیست. کسانی که گندمشان به حد نصاب برسد و زکات و حق فقرا را ندهند، مالشان به حرام مخلوط می‌گردد و اگر با عین پول آن گندم‌های زکات نداده خانه یا لباس تهیه کنند، نماز در آن خانه و با آن لباس باطل است، وی همچنین تاکید می‌کند که مسلمان واقعی باید به احکام الهی و حلال و حرام خداوند توجه کند و زکات مالش را بدهد. محمد کاظم که می‌دانست ارباب و مالک ده، خمس و زکات نمی‌دهد، ابتدا به او تذکر می‌دهد، ولی او اعتنا نمی‌کند، از این رو، تصمیم می‌گیرد روستای خود را ترک کند و برای ارباب ده کار نکند، هر چه خویشان، به خصوص پدرش، بر ماندن وی پا فشاری می‌کنند، او حاضر نمی‌شود در آن روستا بماند و شبانه از ده فرار می‌کند و تقریبا سه سال برای امرار معاش در دهات دیگر به عملگی و خارکنی می‌پردازد، تا با دسترنج حلال گذران عمر کند. دقت شود که تقوای او و رعایت حلال و حرام در او به حدی بود که همسر خود را در روستا می گذارد و چند سال به شهر غربت می رود تا مال حلال به دست بیاورد. یک روز مالک ده از محل او مطلع می‌شود و برای او پیغام می‌فرستد که من توبه کرده‌ام و خمس و زکات مالم را می‌دهم و از تو می‌خواهم که به ده برگردی و نزد پدرت بمانی. او به روستای خود بر می‌گردد و در زمینی که ارباب در اختیار او می‌نهد، مشغول کشاورزی می‌شود و از همان آغاز نیمی از گندمی را که در اختیارش نهاده شده بود، به فقرا می‌بخشد و بقیه را در زمین می‌افشاند. خداوند به زراعت او برکت می‌دهد، به حدی که فزون‌تر از حد معمول برداشت می‌کند. وی به شکرانه برکت یافتن زراعتش تصمیم می‌گیرد هر ساله نیمی از محصولش را بین فقرا تقسیم کند.

داستان چگونگی وقوع معجزه به صورت غیبی حافظ قرآن

شدن کربلایی کاظم (ره)

یک روز در سن 27 سالگی در زمان برداشت محصول، هنگامی که خرمنش را کوبیده بود، منتظر وزیدن باد می‌ماند تا گندم‌ها را باد دهد و کاه را از گندم جدا کند، ولی هر چه منتظر می‌ماند باد نمی‌وزد. نا امیدانه به ده بر می‌گردد، در راه یکی از فقرای روستا او را می‌بیند و می‌گوید: «امسال چیزی از محصولت را به ما ندادی و ما را فراموش کردی». او می‌گوید: «خدا نکند که من فقرا را فراموش کنم! راستش، هنوز نتوانسته‌ام محصولم را جمع کنم». آن فقیر خوشحال به ده بر می‌گردد، اما محمدکاظم دلش آرام نمی‌گیرد و آشفته حال به مزرعه باز می‌گردد و با زحمت زیاد، مقداری گندم را برای او جمع می‌کند و نیز قدری علوفه برای گوسفندانش می‌چیند و آنها را بر می‌دارد و روانه دهکده می‌شود. در راه بازگشت، برای رفع خستگی گندم‌ها و علوفه را در کناری می‌نهد و روی سکوی درِ باغ امامزاده 72 تن، که نزدیک روستا قرار دارد، می‌نشیند. ناگاه می‌بیند که دو سید جوان عرب نورانی و بسیار خوش سیما، نزد او می‌آیند. وقتی به او می‌رسند، می‌گویند: محمدکاظم نمی‌آیی برویم در این امامزاده فاتحه‌ای بخوانیم؟ او تعجب می‌کند که چطور آنها که هرگز او را ندیده‌اند او را به اسم صدا می‌زنند؟ محمدکاظم می‌گوید: «آقا، من قبلاً به زیارت رفته‌ام و اکنون می‌خواهم به خانه برگردم» ولی آنها می‌گویند:« بسیار خوب، این علوفه‌ها را کنار دیوار بگذار و با ما بیا فاتحه‌ای بخوان. بنابراین محمدکاظم به دنبال آنها روانه امامزاده می‌شود» آن دو جوان مشغول خواندن چیزهایی می‌شوند که محمدکاظم نمی‌فهمد و ساکت کناری می‌ایستد، یکی از آن آقایان می گوید که محمد کاظم به نوشته بالا نگاه بکن در این لحظه کربلایی کاظم می بیند که خطی به صورت نور دمیده شد و ناگاه مشاهده می‌کند که در اطراف سقف امامزاده، کلماتی از نور نوشته شده که قبلاً اثری از آن کلمات بر سقف نبود. یکی از آن دو به او می‌گوید:« کربلایی کاظم چرا چیزی نمی‌خوانی؟» او می‌گوید: «من نزد ملا نرفته‌ام و سواد ندارم.» آن سید می‌گوید: «تو باید بخوانی» تاکید می کند که باید بخوانی. سپس نزد محمدکاظم می‌آید و دست بر سینه او می‌گذارد و محکم فشار می‌دهد و می‌گوید: «حالا بخوان. محمدکاظم می‌گوید: «چه بخوانم؟» آن سید می‌گوید: «این طور بخوان: بسم اللهِ الرَّحمَنِ الرَّحِیم. إِنَّ رَبَّکُمُ اللهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمَواتِ وَالارضَ فِی سِتَّةِ أیَّامٍ ثُمَّ استَوَی عَلَی العَرشِ یُغشِی اللَّیلَ النَّهَارَ یَطلُبُهُ حَثیثاً وَ الشَّمسَ وَ القَمَرَ وَ النُّجُومَ مُسَخَّراتِ بِأمرِهِ، ألاَ لَهُ الخَلقُ وَ الاَمرُ تَبَارَکَ اللهُ رَبُّ العَالمَیِنَ اعراف/ 54 . محمدکاظم آن آیه و چند آیة بعدی را به همراه آن سید می‌خواند و آن سید همچنان دست به سینة او می‌کشد، تا می‌رسند به آیة 59 که با این کلمات پایان می پذیرد:إنِّی اَخَافُ عَلَیکُم عَذَابَ یَومٍ عَظِیم.اعراف/59 محمدکاظم پس از خواندن آیات، سرش را بر می‌گرداند تا با آن آقا حرفی بزند، اما ناگهان می‌بیند که خودش تنها در داخل حرم ایستاده است و از نوشته‌های روی سقف نیز چیزی بر جای نمانده است. در این موقع ترس و حالت مخصوصی به او دست می‌دهد و بی‌هوش بر زمین می‌افتد. صبح روز بعد که به هوش می‌آید، احساس خستگی شدید می‌کند و چیزی از ماجرا را به یاد نمی‌آورد. وقتی متوجه می‌شود که داخل امامزاده است، خودش را سرزنش می‌کند که چرا دست از کار کشیده‌ای و در امامزاده خوابیده‌ای!؟ بالاخره از جای بر می‌خیزد و از امامزاده خارج می‌شود و با بار علوفه و گندم به سوی ده و منزل حرکت می‌کند. در بین راه متوجه می‌شود که کلمات زیادی بلد است و ناخود آگاه آنها را زمزمه می‌کند و داستان آن دو جوان را به یاد می‌آورد و به خانه که بر می گرددو به خانه که می رسد پدرش به او می گوید که تو دیشب کجا بودی؟ ما همه جا را دنبالت گشتیم. در ادامه کربلایی کاظم می گوید که من دیشب در امامزادا بودم. پدر می گوید که تو چطور در امامزاده شب را گذراندی؟ چطور در امامزاده ای که چراغ ندارد و پر از مار و عقرب و جانور می باشد شب را گذراندی و نترسیدی؟ کربلایی کاظم گفت: دیشب اتفاقی برای من افتاد و دو نفر من را بردند آنجا و چیزی یادم دادند. پدر و مادرش مشکوک می شوند و احتمال می دهند که او جن زده شده باشد. در ادامه او را پیش همان واعظ روحانی ده می برند که ببیند چه اتفاقی برای او افتاده است؟ داستان را برای آن مبلغ روحانی روستا تعریف می کنند. آن روحانی می پرسد که حالا چه چیزی به تو یاد داده اند. کربلایی کاظم شروع می کند به خواندن. در آن موقع آن روحانی می گوید او قرآن می خواند و جن زده نشده است. قرآنی می آورند و هر جای قرآن را که باز می کنند و آیه ای می خوانند، می بینند که کربلایی کاظم قبل و بعدش را می داند و از حفظ می خواند. آنجا روحانی روستا می گوید که به کربلایی کاظم عنایتی شده است. روحانی روستا می گوید که برویم در امامزاده آن خطوطی را که کربلایی کاظم می گوید در سقف امامزاده دیده است ببینیم. وقتی می روند می بینند که نه اثری از خطی است و نوشته ی نورانی . آن نوشته نورانی فقط در آن لحظه وقوع معجزه بر کربلایی کاظم ظاهر شده بود.

داستان زندگی کربلایی کاظم پس از رویدادن معجزه نزول

مجدد غیبی قرآن بر او تا پایان حیات مبارکش

ملای روستا (( شیخ صابر )) شگفت زده این معجزه را تایید می کند و روستائیان، اهمیت این معجزه را تشخیص نداده جز اینکه گفتند محمد کاظم نظر کرده امام زاده ها شده است. این قضیه مهم به مرور زمان در روستا به فراموشی سپرده شد و هرگاه نیز ملای روستا به محمد کاظم می گفته تا به نزد علمای قم رفته و ایشان را مطلع نمایند، جواب میداده :میترسم ریاکاری شود و خداوند این موهبت را از من پس بگیرد . کربلایی محمد کاظم کریمی به مدت 13 سال این اتفاق را مخفی نگاه می دارد تا حدود 40 سالگی خود.

تا اینکه روزی در سفر به عتبات عالیات در طول مسیر پس از گرفتن اشتباه قرآنی دو طلبه و پرس و جوی آن دو طلبه از چگونگی این تسلط او بر قرآن، آن ماجرا فاش می شود. در شهر نجف با علمای اعلام مواجه و پس از امتحانات عدیده از او ، بر آنان یققین حاصل گشت که ایشان بدون داشتن سواد ، به امر الهی نه تنها حافظ کل قرآن کریم شده ، بلکه قادر است به تمام سوالات علوم قرآنی پاسخ بدهد و متقابلا علماء خاص و عام پاسخگوی سوالات کربلایی کاظم در مورد قرآن نبودند .

بعد از بازگشت از کربلای معلا از سوی آیت الله بروجردی به شهر قم دعوت شد و مورد امتحان آیات عظام قرار گرفت . کربلایی کاظم با هر بار حاضر شدن در جمع علماء و طلاب و با پاسخگویی به سوالات قرآنی ، عام و خاص را متحیر می ساخت. با بلند شدن آوازه کربلایی کاظم ، شهید نواب صفوی به شهر قم آمد و از آنجا به رسم میزبانی ، کربلایی کاظم را با خود به تهران و در تهران از طریق برگزاری جلسات عمومی ، جلسات با علماء ، مصاحبات مطبوعاتی و به موازات از طریق مطبوعات کثیر الانتشار ، کربلایی کاظم معجزه پیش آمده قرآنی را به اطلاع عموم مردم کشور و نیز به اطلاع شخصیت های علمی و فرهنگی جهان اسلام رسانید و در ادامه با سفر به استان خراسان ، سمنان ، نیشابور ، سبزوار ، دامغان ، قوچان و شهر مشهد با استقبال بی نظیری از کربلایی کاظم، مردم و علماء از نزدیک با معجزه بزرگ قرآن آشنا شدند .

بعد از افشاء معجزه حافظ و عالم شدن کربلایی کاظم به قرآن کریم در سال 1308 شمسی ، علماء تشیع و تسنن در نجف ، در کویت ، در مصر ، در قم ، در تهران ، خراسان و بسیاری از شهرهای دیگر ایران از کربلایی دعوت به مباحثه می نمودند و روزنامه های کثیر الانتشار مثل روزنامه اطلاعات و روزنامه ندای حق خبر این ملاقات ها و جلسلت را پی در پی انتشار می دادند که عباس غله زاری در تهیه و نشر این گزارشات نقش جدی و عاشقانه ای را ایفا نمود .

شهید نواب صفوی او را با خود به تهران برد و روزنامه‌نگاران كیهان، اطلاعات، تهران مصور و خواندنی‌ها را دعوت كرد و با آنها با وی مصاحبه‌ای به عمل آورد و در جرائد آن روز منتشر نمودند. پس چون عازم مشهد مقدس شدند، وی را با خود به مشهد بردند و هنگامی كه در شهرهای سمنان، دامغان، شاهرود، سبزوار و نیشابور مورد استقبال مردم قرار گرفتند، آن شهید بزرگوار، وی را معرفی می‌كردند تا مردم با دیدن این معجزة، دین و ایمانشان تقویت شده، ارادة ایشان در عمل كردن به دستورات دین و مبارزه با طاغوت قوی‌تر گردد. در مشهد به مهدیّة مرحوم حاج آقا عابدزاده وارد می‌شوند و همان روز علما، فرهنگیان و دیگر مردم می‌آیند و از حافظ قرآن دربارة آیات قرآن، سؤال می‌كنند. آیت‌الله سیّد هبةالدین شهرستانی كه مقیم بغداد بودند در سفر به مشهد مقدس، در راه بازگشت در شهر كنگاور با حافظ قرآن برخورد و پس از امتحانات بسیار او را با خود به عراق بردند. علما و حافظان قرآن ـ از شیعه و اهل سنت ـ را جمع و با او تذكره نمودند و همگی ضمن ابراز تعجّب آن را امری عجیب می‌دانستند. در كربلا در منزل آیت‌الله میراز مهدی شیرازی، حضرات آیات آیت‌الله حاج سیّد ابوالقاسم خویی و حاج سیّد هادی میلانی و دیگران اجتماع و هر سؤالی از قرآن از وی‌كردند، بدون تأمل و به صورت دقیق پاسخ می‌گفت.

حتی کار به جایی رسید که محمد رضا شاه بعد از اطلاع از این اتفاق از طریق یکی از استانداران و یکی از فرمانداران وقت خود پیامی برای کربلایی محمد کاظم کریمی ساروقی فرستاد مبنی بر اینکه من شنیده ام که فردی به صورت معجزه حافظ قرآن شده است به او بگویید که به دربار ما بییاید تا مسئولیت قرآنی دربار را به او بسپاریم و همیشه اینجا نزد ما باشند. در ادامه کربلایی کاظم به آن فرماندار اینگونه می گوید که پول او بدرد من نمی خورد. بهتر است آن پول را به خواهرش بدهد چون شنیده ام قمار باز خوب و قهاری است تا از آن استفاده بکند. من از مجتهدین و مراجع پول قبول نمی کنم، حال بییایم و از او پول بگیرم. آن هم پولی حرام.

 

چگونگی تسلط کربلایی کاظم بر قرآن

(سطح تسلط او بر قرآن قابل یادگیری و آموختنی نبود )

  • بازگویی شماره و مکان قرآن با خواندن آیه سریعا و بدون مکث
  • خواندن قرآن به صورت وارونه از انتها به ابتدا
  • تشخیص عبارات قرآن در میان کتابهای عربی و فارسی با دستخطهای یکنواخت سریعا
  • باز کردن قرآن و نشان دادن مکان آیه تقریباً بدون ورق زدن با هر چاپ قرآنی
  • تشخیص سریع اختلاط کلمات و آیات قرآنی با همدیگر و باز گویی مکان هر کدام
  • جستجوی عبارتها و کلمات در قرآن و تعداد و مکان تکرار هر کدام بدون هیچ گونه مکثی
  • بیان کردن تعداد حروف سوره‌ها و اطلاعاتی در مورد تکرار حرفها و...
  • تشخیص قرآنی بودن یا نبودن نوشته های یکسان افراد با توجه به نیات درونی آنها
  • اطلاع داشتن در اسرار قرآن و خواص آیات

تسلط کربلایی کاظم بر قرآن آموختنی نبود که بتوان معجزه بودن آن را زیر سوال برد و منکر شد و آن سطح تسلط او بر قرآن را ناشی از نبوغ و یا سعی و تلاش بالایش در یادگیری دانست. کربلایی کاظم با وجود بی سواد بودن، به غیر از آنکه قرآن را از ابتدا به انتها حفظ بود و می خواند، می توانست قرآن را از انتها به ابتدا نیز بخواند. بر تمام کلمات و حروف قرآن تسلطی کامل و عجیب داشت و بر تعداد تکرار کلمات و حتی حروف در هر سوره و در کل قرآن آگاه بود.. برای مثال اگر از او پرسیده می شد که کلمه لم چند بار در قرآن تکرار شده است او سریع و بدون مکث تعداد تکرار آن کلمه و مکان های آن در قرآن را ذکر می کرد و همچنین اگر از تعداد تکرار یک حرف برای مثال تعداد تکرار حرف د در هر سوره ای برای مثال سوره بقره از او سوال می شد او سریعا تعداد تکرار آن حرف را در آن سوره مشخص جواب می داد و بعد از بررسی و شمارش مشخص می شد که جواب او کاملا درست بوده است. آیات قرآن برای او نور می داد و در کتب عربی در هر جا که آیه قرآنی آورده شده بود سریعا پس از ورق زدن کتاب آن آیات قرآنی را نشان می داد و چگونگی توانایی خود بر تشخیص آنها را نورانی بودن آیات قرآن بر خلاف متون غیر قرآنی می دانست که کلمات متون غیر قرآنی برای او تیره بودند. اگر آیه قرآنی برای او خوانده می شد و هر قرآنی به دست او داده می شد ( با تعداد برگهای متفاوت و اندازه متفاوت ) او آن قرآن را مانند استخاره کردن باز می کرد و همان صفحه ای را می آورد که آن آیه قرآن در آن صفحه قرار داشت.

همچنین اگر کلمه و لغتی عربی که در قرآن مجید آورده شده است برای مثال لغت عربی قل را فردی بر روی کاغذی 2 مرتبه می نوشت، یک بار به نیت قرآنی بودن آن و یک بار به نیت غیر قرآنی بودن( که عرب زبانان در گفتار و نوشتار روزمره خود از آن لغت استفاده می کنند )، اگر آن نوشته به کربلایی کاظم کریمی نشان داده می شد و پرسیده می شد که آیا این نوشته ها قرآن است و یا خیر، کربلایی کاظم قرآنی بودن یکی و قرآنی نبودن دیگری را تشخیص می داد و بیان می کرد، از نویسنده آن دو کلمه ( هر فردی می توانست باشد) سوال که می شد او بر صحت تشخیص کربلایی کاظم تصدیق می نمود که کدام را به نیت قرآنی و کدام را به نیت غیر قرآنی نوشته است. از کربلایی کاظم که چگونگی توانایی اش بر تشخیص قرآنی بودن یکی و غیر قرآنی بودن دیگری را که سوال می نمودند با آنکه کاتب و نویسنده آن دو کلمه، از نیت خود چیزی را بر زبان نیاورده بود، کربلایی کاظم چنین می گفت که آن لغتی که به نیت قرآنی نوشته شده است (برای مثال لغت قل ) در نظر من نورانی است و روشن است و آن لغت قل که به نیت غیر قرآنی نوشته شده است تیره می باشد و نور نمی دهد. حال هر لغتی از قرآن و توسط هر فردی اگر یک بار به نیت قرآنی و یک بار نیز به نیت غیر قرآنی نوشته می شد و بدون آنکه نویسنده آن دو لغت یکسان، از نیت خود چیزی بگوید، قرآنی بودن یکی و غیر قرآنی بودن دیگری را کربلایی کاظم به درستی تشخیص می داد و نویسنده آن لغات صحت گفتار کربلایی کاظم را تصدیق می نمود.

محمد کاظم کریمی ( معروف به کربلایی کاظم ) بعد از افشاء معجزه قرآنی تا آخر عمر بنا به دعوت علماء و مردم به کشور عراق ، عربستان ، کویت ، مصر و شهرهای بزرگ ایران سفر میکند و با حضور در صدها جلسه عمومی و خصوصی در برابر جمعیت کثیر و علمای اعلام و نیز طلاب پرسشگر به همه سوالات پاسخ می دهد . مثلاً کسی پرسیده آقای کریمی در قرآن کلمه (( الله )) چند دفعه تکرار شده ؟ او بدون لحظه ای تامل تعدادش را می گفته . سوال کنندگان بعدی بدون فرصت دادن نمونه این سوال را می پرسیدنده اند و ایشان فوری پاسخ میداده است . چند فا ؟ چند الف ؟ چند حیم ؟ چند کاف ؟ چند ؟ چند ؟ تعداد همه را بدون تامل می گفته . حتی تعداد هر کلمه از کلمات قرآن را اگر می پرسیدند اعلام میکرده . آیات قرآن« را نیز از آخر به اول میخوانده . کدام حافظ قرآن قادر است چنین پاسخ هایی را بدهد ؟ کدام حافظ قرآن به خود جرات میداده در مدرسه فیضیه قم ، در مدارس علمیه شهر نجف و در محضر علمای اعلام و در میان خبرنگاران داخلی و خارجی ادعا کند هر سوالی از قرآن دارید بپرسید و پاسخ بگیرید ؟

تسلط او بر قرآن فقط محدود به ظواهر آیات نبود بلکه او بر مکی و مدنی بودن آیات، شان نزول آیات، خواص آیات و ... نیز اطلاع و آگاهی داشت و یکی از گلایه های آن مرحوم در اواخر حیاتشان هم همین مطلب بود که چرا فقط از ظواهر قرآن از او پرسیده شد.

تسلط کربلایی کاظم فقط بر قرآن بود و هیچ متن و یا کتاب دیگری را به علت بی سواد بودن نمی توانست بخواند.

اقداماتی که تاکنون در جمهوری اسلامی ایران در

راستای معرفی این معجزه انجام گرفته است

1- پخش ویژه برنامه ای در مورد این معجزه نزول مجدد غیبی قرآن در ماههای مبارک رمضان، هر سال از شبکه سراسری صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران

2- نوشتن چندین جلد کتاب در مورد این اتفاق برای گروههای سنی مختلف

3- بر پایی کنگره بین المللی کربلایی کاظم کریمی ساروقی با حضور علما و شخصیت های داخلی و خارجی 59 کشور جهان اسلام در مرداد ماه سال 1386 در اراک.

4- ساخت فیلمی بر اساس داستان حقیقی زندگی کربلایی کاظم کریمی ساروقی

5- نشر و معرفی این اتفاق توسط خبرگزاری های مختلف خبری اینترنتی ایرانی

6- انجام مصاحبه های متعدد با فرزند ارشد ذکور کربلایی کاظم کرمی ساروقی در دانشگاهها و ...

7- برپایی نکوداشت های کربلایی کاظم کریمی ساروقی در نقاط مختلف ایران

8- رونمایی از تندیس یادبود کربلایی کاظم ساروقی در شهرستان اراک

9- رو نمایی از تمبر یادبود کربلایی کاظم کریمی ساروقی

10- ثبت در فهرست آثار ملي كشور به عنوان ميراث معنوي استان مركزي و تلاش برای ثبت جهاني اين واقعه مهم .

هدف خداوند از بروز این معجزه و استفاده ای که نسل امروز

و نسل های بعدی بشریت می توانند از این اتفاق ببرند:

ببینید زمانی که چنین معجزه ای در روستای ساروق اتفاق می افتد ، حدود یک هزار و سیصد سال از نزول قرآن« بر پیامبر اکرم گذشته است و دنیای قدیم جای خود را به دنیای نو و دنیای دانش و پیشرفت داده است . قرآن کریم از یک سو اسیر دست کج فهمی و ساده انگاری مسلمانان قرار گرفته ( و قالَ الرَسولُ یا رَبِ اِنَ قوم اتخذوا هذا القرآن مهجورا )) و اختلافات در امت پیامبر اسلام وارد شده است و از سوی دیگر مورد استهزاء در مکاتب ضد دین واقع بوده ... مانند مکتب مارکسیسم و... و میرفت تا قرآن« در انزوای کامل قرار گیرد . اینجا بود که خداوند برای محافظت از قرآن« به میانه آمد : (( انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون )) و قرآن را بگونه ای شگفت انگیز برای بار دوم با حذف مسئولیت رسالت ، بر قلب یک انسان شایسته به نام کربلایی کاظم نازل نمود و خداوند این مرد را تا آخر عمر به داخل کشورهای مطرح اسلامی و شهرهای مهم کشور به حرکت در می آورد تا برای مخالفان و ناآگاهان به قرآن روشن شود قرآن حق است و در طول این مدت تا پایان عمر کربلایی کاظم تسلط او بر قرآن حتی به اندازه ذره ای تضعیف نمی گردد و این موهبت از او گرفته نمی شود .

سنریهم ایتنا فی الافاق و فی انفسهم حتی یتبین لهم انه الحق ( سوره کهف آیه 52 )

یعنی : بزودی نشانه هایی را برای اثبات حقانیت قرآن نشان میدهیم

در عصر حاضر که انسانها در دنیا با انواع انحرافات فکری و اعتقادی روبرو هستند و ناحق خود را گاها جای حق می نشاند و حق، باطل جلوه داده می شود تا جایی که اخیرا قرآن کریم کتاب خداوند عالم در آمریکا سوزانده می شود و یا در کشوری مانند چین با جمعیتی در حدود یک و نیم میلیارد نفری که با افکار کمونیستی از اساس وجود خداوند را منکر می شوند حال چه برسد به حقانیت رسالت نبی مکرم اسلام و خاتم النبیین حضرت محمد مصطفی (ص)، راه درمان چیست؟

یکی از بهترین و موثرترین راههایی که در بیان حقانیت پیامبری پیامبر بزرگ اسلام حضرت محمد(ص) به عنوان پیامبر بر حق و خاتم الهی و کتاب او قرآن به عنوان کتابی الهی و همچنین دست نخورده و تحریف نشده می توان انجام د اد، معرفی درست معجزه حافظ شدن غیر آموختنی قرآن فرد بی سواد، کربلایی محمد کاظم کریمی ساروقی می باشد. حادثه ای که دهان هر انسان حتی لجوجی را می بندد.

نوساناتی را که معرفی و نشر این حادثه در ایران در طول

تاریخ بعد از وفات کربلایی کاظم به خود دیده است:

پس از فوت کربلایی کاظم در سال 1326 و خاکسپاری ایشان در قبرستان نو شهر قم (( روبروی حرم حضرت معصومه ( س) ))، با توجه به زمان طاغوت بودن آن هنگام و سلطنت محمد رضا شاه، سال به سال ماجرای معجزه پیش آمده برای کربلایی کاظم از اذهان عمومی رخت بر بست و تنها علماء و اغلب طلاب علوم دینی می دانستند چنین معجزه ای در ایران رخ داده است . با وقوع انقلاب اسلامی توجه علماء و عوام مردم به طور کامل به مسائل انقلابی و سیاسی معطوف شد و موضوع کربلایی کاظم حتی از بین خواص نیز رخت بربست تا اینکه در سال 1380 شمسی فیلم داستانی کربلایی کاظم با حمایت همه جانبه حجه الاسلام حاج آقا قرائتی به دست آقای عباس مبشری مدیریت تهیه و کارگردانی گردید و در ادامه با انجام مصاحبه های متعدد با فرزند ارشد کربلایی کاظم آقای حاج اسماعیل کریمی ساروقی روحی جدید در کالبد معرفی و توجه به این آیت و معجزه بزرگ تاریخ اسلام یعنی نزول مجدد غیبی قرآن آن هم در زمانه ما، وارد شد و تلاش بر آن است که انشاء الله هر چه زودتر این اتفاق جهانی شده و بندگان خداوند در اقصی نقاط عالم با این اتفاق عظیم آشنا گشته و موجبات هدایت روز افزون و سریعتر بندگان خداوند به آیین پاک و صراط مستقیم اسلام عزیز فراهم آید. انشاء الله

الحمد لله رب العالمین

 نوشته شده توسط در تاریخ پنجشنبه دهم شهریور 1390 با موضوع
کربلایی کاظم در بیان علماء و اشخاص

 

علما و شخصیت های اهل تسنن و تشیع که رخ دادن این

معجزه را مورد تایید قرار دادند

این ماجرا را افراد زیادی پس از دیدن کربلایی کاظم و انجام امتحانات از او در طی 38 سال، تایید نمودند و اسناد آن موجود می باشد که تعداد قابل توجهی از آن اسناد که مربوط به تصدیق علماء گذشته می باشد به صورت مکتوب بوده و تعدادی از این اسناد نیز ویدیویی می باشند (این اتفاق در سن 27 سالگی برای کربلایی کاظم روی داد و پس از 13 سال مخفی نگاه داشتن آن توسط کربلایی کاظم، در سن 40 سالگی فاش شد و تا پایان عمر او در سن 78 سالگی با او همراه بود. کربلایی کاظم در سال 1300 ه.ق برابر با 1257 ه.ش به دنیا آمد و در سال 1379 ه.ق برابر با 1336 ه.ش از دنیا رفت).

از جمله علماء و مراجع تقلید عظام گذشته می توان 1- آیت الله العظمی بروجردی،2- امام خمینی، 3- آیت الله امینی صاحب الغدیر، 4- آیت الله مرعشی نجفی، 5- آیت الله میلانی،6- آیت الله حجت کوه کمری، 7- آیت الله خوانساری، 8- آیت الله سید احمد زنجانی، 9- آیت الله دستغیب،10- آیت الله صدر،11- آیت الله فاضل لنکرانی و ... را نام برد.

از جمله علماء و مراجع تقلید زنده فعلی که در زمان جوانی خود کربلایی کاظم را از نزدیک دیده اند و مورد امتحان و تصدیق قرار داده اند می توان افراد ذیل را نام برد:

1- رهبر معظم انقلاب آیت الله خامنه ای ۲- آیت الله مکارم شیرازی ۳- آیت الله خزعلی ۴- آیت الله شبیری زنجانی ۵- آیت الله نوری همدانی ۶- آیت الله سبحانی ۷- آیت الله وحید خراسانی ۸- آیت الله مصباح یزدی ۹- آیت الله استادی ۱۰- آیت الله صافی گلپایگانی ۱۱- آیت الله مقتدایی ۱۲- آیت الله محفوظی ۱۳- آیت الله شاه آبادی ۱۴- آیت الله مظاهری ۱۵- آیت الله گرامی ۱۶- آیت الله سیستانی

همچنین کربلایی محمد کاظم کریمی به همراه شهید نواب صفوی به کشور مصر رفت و همچنین به کشور عراق، کویت و عربستان سفر نمود و مورد امتحان و تایید مسلمانان اهل سنت نیز قرار گرفت.

صدای این معجزه بزرگ تا آنجا اوج گرفت که امیر کویت و دانشگاه الازهر مصر کربلایی کاظم را به کشور کویت و کشور مصر دعوت نمودند و ایشان دعوت آنان را اجابت نمود و به تمام سوالات علماء و دانشمندان این دو کشور پاسخهای حیرت انگیز داد و مورد تایید آنها نیز قرار گرفت.

امیر كویت از ایشان دعوت رسمی نمود و پس از رفتن او به كویت، امیر كویت تقاضای اقامت او را نمود تا كاخی را با همة امكانات در اختیار او گذارده تا طلابی كه قرآن را حفظ می‌كنند در نزد او مشغول باشند ولی علمای عراق این امر را صلاح ندانستند و ایشان به عراق و بعد به ایران و قم بازگشت.

خلاصه اینکه تمامی علمای تشیع و تسنن اعلام داشتند ، کربلایی کاظم یک فرد عادی نیست ، بلکه معجزه ی بزرگ قرآن کریم است که بعد از پیامبر اکرم ، اینگونه قرآن کریم ، یکجا بر قلب او نازل شده است .

بعضا میگویند معجزه بزرگ قرآن در قرن بیستم . اما باید گفت حافظ و عالم شدن محمد کاظم کریمی ساروقی به قرآن کریم در کمتر از چند دقیقه ، بعد از نزول قرآن کریم بر پیامبر اسلام ، بزرگترین معجزه بزرگ قرآن در طول تاریخ اسلام است .

آیت الله مرعشی نجفی (ره) در طول یک ماه قرآن موجود را با قرآنی که به کربلایی محمد کاظم کریمی داده شده و القاء شده بود مقایسه نمود و دیدند که در کل قرآن، حتی کلمه ای بین قرآن موجود و قرآنی که کربلایی کاظم می خواند تفاوت وجود ندارد و تنها چند حرکت فتحه، کسره و ضمه تفاوت وجود داشت.

در حال حاضر دستونشته هایی از علما در مورد تایید این اتفاق وجود دارد که در زیر به آنها اشاره می گردد.

  

 

آیت الله بروجردی و کربلایی کاظم

در جلسه ای مرحوم آیة الله العظمی بروجردی آیاتی را از حافظ قرآن پرسیدند و او بدون معطلی پاسخ گفت . سپس آیة الله آیه ای تلاوت می کند ، کربلایی کاظم میگوید : آقا ، آیه آنطور که خواندید نیست . آقا می فرماید : من هم اشتباه خواندم ؟ عرض کرد : بلی آقا ، شما مجتهد و مرجع تقلید هستید ، ولی آیه آن گونه که خواندید نیست بلکه این طور است . سپس قرآن آوردند و دیدند که حافظ قرآن درست گفته است . در موارد خلاف بین قراء سبعه ، مرحوم آیة الله بروجردی نظر کربلایی کاظم را جویا می شدند و قرائت او برایشان معتبر و قابل اعتماد بود و در موردی فرمودند : ما سوره حمد را نمی توانیم به قهقرا بخوانیم ، ولی او سوره بقره را می تواند از انتها به اول بخواند.

کربلایی کاظم در جلسه ای و در حضور علماء قم به حضرت آیت اله بروجردی میگوید : شما ساعت ها از من سوال کردید در مورد قرآن و من همه را جواب دادم . اکنون من یک سوال می پرسم و شما جواب بدهید . از آقای بروجردی می پرسد :کدام سوره از سوره های قرآن است که خداوند هفت حرف از حروف عربی را در آیاتش نازل نکرده است و آن هفت حرف مربوط به هفت طبقه جهنم می باشد که خداوند از سوره حمد آنها را برداشته است . آیت الله و دیگران که از پاسخ دادن عاجز می مانند از ایشان در خواست می کنند پاسخ سوال را خود بگوید .

کربلایی کاظم می گوید : و آن سوره حمد است که همیشه در نماز می خوانید و آن هفت حرف : ( ث ، ج ، خ ، ذ ، ش ، ظ ، ف ) می باشد و تفسیر و علت نازل نشدن این حروف در سوره حمد چنین می گوید که ث از ثبورا می آید که در سوره فرقان قرار دارد و مکان افرادی است که نماز نمی خوانند و در طبقه زیرین جهنم است، ج از جهنم است، خ که از خسران می آید، ذ از ذقوم می آید که خوراک اهل جهنم بوده و در سوره دخان قرار دارد، ش از شیطان می آید، ظ هم از لظا می آید که آتش سوزانی است که در جهنم قرار دارد و به یک لحظه انسان را ذوب می کند، ف از فضع اکبر می آید که در سوره انبیاء قرار دارد که در روز قیامت مردم در فضع اکبر هستند که خداوند با آنها چه می کند؟

- به نقل از روزنامه ندای حق شماره 44 – سال 1344

آیت الله خامنه ای و کربلایی کاظم

حضرت آیت الله خامنه ای در دیدار با فرزند کربلایی کاظم در تاریخ 01/03/85

مرحوم کربلایی کاظم را من در حرم حضرت علی بن موسی الرضا (ع) در دیده بودم ، در کنار مناره مسجد گوهر شاد نشسته بود . قرآنش هم دستش بود ، هر کس هر آیه ای را می پرسید با این که اصلا سواد نداشت قرآنش را باز میکرد و با دستش آن آیه را نشان می داد . این را من خودم دیدم و امتحان کردم این سماعی نبود . مرحوم کربلایی کاظم همان کسی است که بیسواد و در جوانی بر اثر یک توسل به امامزادگانی که در ساروق است حافظ قرآن شد ، بنده هم رفتم آن امامزادگان را زیارت کردم ، آن شبستانی که ایشان شب در آنجا بیتوته کردند و در همان جا هم مشرف به حمل قرآن شدند را بنده رفته و دیده ام . آیت الله بروجردی ایشان را امتحان و تایید کرده بودند .

موقعی که شهید نواب صفوی، کربلایی محمد کاظم را به مشهد آوردند و در بالای منبر او را به علما معرفی کردند از کربلایی سؤالهایی درباره قرآن و آیات قرآن کردم و حافظ قرآن شدن ایشان را جزو کرامات دیدم

آیت الله سید محمد جواد علوی طباطبایی بروجردی و کربلایی کاظم

نوه آیت الله العظمی بروجردی

مرحوم آقای سید اسماعیل علوی، پسر عموی پدر بنده و برادرزادة حضرت آیت ‌الله بروجردی ـ‌ رحمة ‌الله‌ علیه‌ ـ بود. ایشان رئیس ادارۀ ثبت اراك بودند؛ ازاین ‌رو با مرحوم كربلایی كاظم آشنایی پیدا كردند و بی‌درنگ ایشان را به قم نزد مرحوم پدر ما آوردند و به وسیلۀ ایشان خدمت آیت ‌الله بروجردی رسیدند.

مرحوم آیت‌الله بروجردی ذاتاً فرد زود باوری نبودند؛ هر ادعایی را به‌ سادگی نمی ‌پذیرفتند و در این زمینه بسیار دقت می ‌كردند.از آنجا که بنده در آن زمان، مدرسه می ‌رفتم، در نخستین جلسه ‌ای كه کربلایی کاظم را خدمت ایشان آورده بودند، حاضر نبودم. پدر من در همان زمان،‌ داستان آن جلسه را برای برخی از دوستانی كه برای دیدن مرحوم كربلایی كاظم به منزل ما می آمدند، از جمله حضرت امام ـ ‌رحمة‌ا لله ‌علیه‌ـ نقل می كردند. ایشان می‌ فرمودند که مرحوم آیت ‌الله بروجردی در آن جلسه سؤالات مختلفی از کربلایی کاظم پرسیده بودند. خود ایشان حافظ بسیاری از آیات قرآن بودند؛ چنان‌ که پدرم می فرمودند: بیش از یک‌ سوم قرآن را حفظ بودند. ایشان آیه ‌ای را می خواندند و مرحوم كربلایی كاظم ادامۀ آن را تلاوت می‌ کرد؛ همان گونه كه در آن زمان معمول بود.

پدرم نقل می كردند که حتی آیت ‌الله بروجردی برخی از آیات را به هم می چسباندند؛ ابتدای یک آیه، بخشی از وسط آیۀ دیگر و انتهای آیۀ دیگری را به هم می‌ چسباندند و به عنوان یک آیه می خواندند. كربلایی كاظم با همان زبان خودش می گفت: آیه این نیست.قسمت اول را به همراه دنباله‌ اش می ‌خواند و شمارۀ آیه و نام سوره ‌اش را هم می ‌گفت.سپس بخش وسطی را با قبل و بعد آن می ‌خواند و بعد بخش انتهایی را به همین ترتیب بیان می ‌کرد. در نتیجه ایشان از همان جلسۀ اول نزد آیت ‌الله بروجردی جلوه كردند.

مرحوم کربلایی کاظم بسیار مورد توجه آیت ‌الله بروجردی قرار گرفته بود؛ به گونه‌ای که گاهی در حدود دو ساعت می نشستند و با هم صحبت می كردند. این امر برای من جای پرسش داشت؛ چون آن زمان آیت ‌الله بروجردی، در اوج مرجعیت شیعه و زعامت عامه بود و كربلایی كاظم هم فرد بی ‌سوادی بود که در ظاهر هیچ سنخیتی با ایشان نداشت. من بعد ها از مرحوم آقای سید اسماعیل علوی و پدر خودم پرسیدم كه آیت‌الله بروجردی به چه دلیل چنین توجهی به ایشان داشتند؟ پدر من در پاسخ، بر دو نكته بسیار تأکید می كردند:

نخست اینکه آیت‌ الله بروجردی، وجود شخص کربلایی كاظم را حجتی در زمان ما می ‌دانستند.شخصی كه كاملاً بی ‌سواد بود، با عنایت ویژه ‌ای حافظ قرآن شده بود؛ به گونه‌ ای که حتی ویژگی ‌های سوره ‌ها و آیه ‌ها را نیز می‌ شناخت. این امر از آن‌ رو اهمیت داشت که در آن زمان، تفكر ماتریالیستی و مادی ‌گرایانۀ حزب توده، به ویژه در محافل علمی و دانشگاهی بسیار جا افتاده بود. هرچند این حزب سرکوب شده بود، اما مبانی فکری آن در بین جوانان و جامعۀ روشن ‌فكری آن زمان، به تفكر غالب تبدیل شده بود. مرحوم آیت ‌الله بروجردی نیز با دیدگاه گستردۀ خود، به همة جنبه ‌ها توجه داشتند و معتقد بودند كه معرفی مرحوم کربلایی كاظم به جوانان به عنوان حجتی در روزگار ما، كار بسیار مهمی است؛

مطلب دوم كه برای آیت ‌الله بروجردی بسیار مهم بود، بحث تحریف قرآن بود. در بین علمای شیعه اختلاف است كه آیا قرآن تحریف شده است یا خیر. آیت ‌الله بروجردی، خود قایل به عدم تحریف قرآن بودند؛ اما بسیاری از بزرگان ما، مانند مرحوم صاحب كفایه ـ ‌رضوان ‌الله ‌تعالی‌علیه‌ ـ در این مسئله شك و شبهه داشتند. آیت‌الله بروجردی به گونه های مختلف کربلایی کاظم را آزمایش کردند تا اینكه برای ایشان ثابت شد واقعاً قرآن به آن مرحوم عنایت شده است. در این صورت، قرآنی كه به ایشان عنایت شده است، باید همان قرآنی باشد كه به رسول اكرم ـ‌ صلوات ‌الله‌ و سلامه ‌علیه‌ـ نازل شده است و در نتیجه نباید هیچ گونه تحریفی در آن وجود داشته باشد.

آیت‌الله بروجردی نیز بار ها همۀ مواردی را كه احتمال تحریف در آنها وجود داشت، از ایشان می ‌پرسیدند و كربلایی كاظم هم که هیچ‌ اطلاعی دربارۀ بحث تحریف قرآن نداشت، فقط آیاتی را كه از او پرسیده می‌ شد، می‌ خواند. آیت ‌الله بروجردی در برخی موارد، بعضی از آیات و سوره ‌ها را چندین بار به گونه‌ های مختلف تغییر می دادند؛ مثلاً کلماتی را که برخی از بزرگان مانند مرحوم میرزا حسین نوری معتقد بودند که جزو قرآن بوده و حذف شده است، در آیه می ‌آوردند و می خواندند. كربلایی كاظم آیه را تصحیح می كرد و می گفت: نه؛ این طور نیست؛ پس از این كلمه، آن كلمه است. بحث اثبات عدم تحریف قرآن، یكی از مسائلی بود كه بسیار مورد عنایت آیت ‌الله بروجردی بود و من شنیدم كه ایشان پس از آشنایی با کربلایی کاظم، قایل شده بودند كه هیچ تحریفی در قرآن صورت نگرفته است و در این زمینه، اطمینان یافته بودند.

خود من این خاطره را دارم كه جلسه‌ای در منزل ما برگزار شد و حدود ده تا پانزده نفر از علما همچون حضرت امام، حاج‌ آقا مرتضی حائری و مرحوم حاج فقیهی رشتی، و نیز آقای اسماعیل علوی و کربلایی کاظم حضور داشتند. پس از صرف نهار، نوبت به آزمایش کربلایی کاظم رسید. حاضران كتاب شرح لمعه را برای آزمون انتخاب کردند. این كتاب به زبان عربی است و در جای ‌جای آن، آیه و حدیث نیز هست. این کتاب را پیش روی کربلای کاظم گذاشتند. ایشان دست می گذاشت و متن عربی شهید را رد می كرد؛ چون نمی توانست بخواند؛ روایت ‌ها را هم نمی ‌توانست بخواند و رد می كرد؛ اما وقتی به یك كلمۀ قرآن می ‌رسید، آن را می خواند.

آنچه موجب تعجب من بود، این بود كه کلماتی مثل «الله» را که در متن مرحوم شهید و حتی در روایت بود، نمی ‌دید و نمی ‌توانست بخواند؛ اما در آیه قرآن می ‌توانست بخواند. این آزمایش را چندین بار انجام دادند؛ مثلاً مواردی را مشخص كرده بودند كه آیه و روایت به هم آمیخته بود؛ دو کلمۀ یکسان ـ مثلاً «الله»ـ را به او نشان دادند و گفتند كه این «الله» است؛ آن هم «الله» است. کربلایی کاظم گفت: من نمی دانم آنجا چه چیزی است؛ اما به آیه كه می رسم، نور سبزی هست؛ با این نور، من آن آیه را می بینم و می توانم بخوانم؛ اما غیر آن را نمی توانم بخوانم. بنابراین، ایشان این كلمات و نوشته ‌ها را نمی ‌دید؛ بلکه آنچه می دید، ورای نوشته‌ ها بود. با اینكه «الله»همان است كه در قرآن هست، اما کلمۀ الله را در جملۀ «رحم الله» در كلام مرحوم شهید، نمی دید؛ ولی در آیۀ قرآن می دید. من خودم این را در آن جلسه دیدم.

به این ترتیب، مرحوم کربلایی کاظم به برکت عنایتی که دربارۀ او شده بود، در مجامع علمی قم در آن زمان، جا افتاد. در حوزه، هر مطلبی به ‌زودی پذیرفته نمی شود؛ هركس ادعایی كند، علما آن را بسیار می ‌سنجند تا جا بیافتد؛ اما داستان کربلایی كاظم و اینکه واقعاً قرآن به او عنایت شده است، در میان علما پذیرفته شد.

مرحوم كربلایی كاظم حجتی است برای کسانی که غیر از زندگی ظاهری را نفی می كنند.همچنین مؤمنین و علما که معتقدند لیس العلم بكثرة التفهم والتفهیم، به برکت عنایتی که به ایشان شد، این معنا را به صورت حق الیقین درك كردند. مرحوم كربلایی كاظم از كسانی بود كه باعث شد افراد، آنچه را به صورت علم الیقین باور داشتند، به صورت حق الیقین باور کنند. بنابراین ایشان هم بر حوزه حق دارد، هم بر عامۀ مردم.

مرحوم آقای سید اسماعیل علوی نقل می كردند كه وجود ایشان در اراک، تحولی در ایمان مردم و جوانان ایجاد كرد. در آن زمان، جنبه ‌هایی كه موجب روی ‌گردانی جوانان از دین شود، كم نبود و جوان هنگام ورود به دبیرستان و دانشگاه، بی‌درنگ مورد هجمۀ تفكرات مادی قرار می گرفت. در نتیجه وجود ایشان در آن زمان بسیار مؤثر بود. اساساً خداوند در هر عصری حجت ‌هایی را به مردم نشان می‌ دهد.مرحوم كربلایی كاظم هم در روزگار ما و در این زمینه‌ ها حجت خدا بود.

متن دستخط مرحوم آیت الله العظمی مرعشی نجفی درباره کربلایی کاظم

به عرض محترم می رساند از ساحت قدس ربوبی به وسیله حضرات معصومین (ع) دوام توفیقات سرکار و سایر علاقمندان به دین مبین اسلام و مذهب حق جعفری مسئلت می نمایم . مرقومه شریفه راجع به حافظ قران کربلایی ساروقی شرف وصول ارزانی شد و از حقیر نسبت به حقیقت امر سؤال شده بود . عرض می شود سه سال قبل ، از ملایر بعضی از مؤمنین شرحی راجع به این امر فوق العاده به حقیر نوشته بودند . لذا مخلص در صدد بر آمدم که امتحاناتی از ایشان بشود . لذا از حضرت حجة الاسلام حاج آقا شهاب همدانی که از علمای اعلام ملایر هستند تقاضا کردم که اگر ممکن بشود معظم له را به قم بفرستند . به توفیق الهی مطلب حقیر حاصل و ایشان به قم آمدند . در منزل بنده امتحانات از ایشان در حضور عده ای از حضرات آقایان اهل علم به عمل آمد ، صدق مطلب به همه مکشوف شد ، حتی به اندازه ای این مرد موفق وماهر است در آیات شریفه قرآن که اگر کسی عمداً آیه مبارکه از آیات را غلط یا محرّف یا مقدم یا مؤخر بخواند ، ایشان کاملاً واقف و مطلع هستند . و علاوه از جمله امتحانات ایشان آنکه کتاب فارسی مقابل ایشان گذاشته شد در خلال آن کتاب هر کجا آیه قرآن شریف بود تشخیص می داد و ایشان را در عتبات مقدسه ومشاهد مشرفه هم اشخاصی امتحان کرده اند . در کویت علماء عامه هم امتحاناتی کرده اند و سابقه بیسوادی ایشان را اهل محل خودشان تصدیق دارند . به هر حال شک و شبهه ای در این امر خارق العاده (نیست) و این موهبتی است ربانی (که) شامل حال ایشان شده . ولی متاسفانه امر معاش ایشان مختل است و دندان هم ندارد ، لذا در تلاوت آیات مبارکه اندماج کلمات و حروف می شود و مستعمین درست استفاده و استفاضه نمی نمایند. فعلی هذا چه قدر بجا و به موقع می باشد برادران دینی از مظالم و زکوة و تبرعات به ایشان مساعدتی بنمایند که فارغ البال در محافل دینی از حال ایشان بر معتقدات آنها افزوده شود . در موضوع دندان گذاردن ایشان هم اصرار فرمودند ودر قم اقدامی جهت دندان ایشان شد ، ولی خودش حاضر نشد . به نظر قاصر حقیر که برای ایشان نداشتن دندان نقص بزرگی است ، باید رفع گردد . زیاده بر این مزاحم نمی شوم ، جز التماس دعا . خداوند دست سر کار و سایر مومنین را از ذیل عنایت اجداد طاهرین کوتاه نفرماید . اللهم ارزقنا فی الدنیا زیارتهم و فی الاخرة شفاعتهم آمین آمین .

شهاب الدین الحسینی المرعشی النجفی

ذیقعده 1374 قمری

آیت الله العظمی مکارم شیرازی و کربلایی کاظم

حدود چهل سال قبل، وقتی طلبة نوجوانی بودم، برای تبلیغ ایّام ماه محرّم، به منطقه ای در اطراف ملایر، به نام حسین آباد رفته بودم. در مجلس به من گفتند، پیرمردی اینجاست که حافظ تمام قرآن است و داستان عجیبی دارد. او کشاورز ساده ای است که روزی خسته و ناتوان، بعد از کار روزانه، از کنار امامزاده ای در حوالی همان منطقه عبور می کرده، و طیّ ماجرایی، این موهبت الهی نصیبش می شود که بدون هیچ سابقة قبلی حافظ تمام قرآن می گردد. من از ماجرا خوشحال شدم و مایل بودم سؤالاتی از او بپرسم و امتحانش کنم. قرآن به دست گرفتم و او را آزمودم، دیدم یا للعجب این مرد دهاتی بی سواد، با تسلط کامل سؤالات را پاسخ می گوید، در حالی که اگر کسی قیافه اش را می دید فکر می کرد، حتی سورة حمد و قل هوالله را به زحمت می خواند. او ملّا کاظم و یا به تعبیر دیگر «کَل کاظم» نامیده می شد، و در آن روز هنوز در محافل علمی معروف نشده بود و در قم از او خبر نداشتند. من هنگام بازگشت به قم، این ماجرا را به عنوان ره آورد جالبی از این سفر، برای دوستانم شرح دادم، و همگی تعجب کردند که مردی در این ظاهر، چنان تسلّط عجیبی به قرآن داشته باشد. ممکن است کسی بگوید حافظة او بسیار قوی است و مثلاً سال ها زحمت کشیده و آن را حفظ کرده و الآن هم مرتباً می خواند که یادش نرود، در حالی که چنین نبود. ولی پیدا کردن فوری آیات، بلکه نشان دادن بی وقفه، آن هم نه از روی یک قرآن معین که دربارة آن تمرین داشته باشد، بلکه از قرآن های کاملاً مختلف چاپی، خطی، ریز و درشت، امری نیست که بتوان از طریق عادی تفسیری برای آن پیدا کرد. بعد از مدتی، بعضی از علاقمندان، او را به قم دعوت کردند و آوازة او همه جا پیچید. خدمت مراجع و آیات بزرگ همچون آیت الله العظمی بروجردی رسید و طلّاب در مدرسة فیضیّه مثل پروانه اطراف وجود او را می گرفتند، و اگر کسی از دور این منظره را می دید، تعجب می کرد که این مرد سادة دهاتی با همان لباس محلّی، در میان این جمع طلاّب، چه می گوید. گاهی بعضی از طلّاب چند جمله از آیات مختلف قرآن را از سوره های متعدّد گرفته، با هم تلفیق می کردند و می گفتند: کل کاظم! این آیه در کدام سوره است؟ او خنده ای می کرد و می گفت: ناقلاگری می کنی؟ جمله اوّل در فلان سوره و قبل و بعدش این است، جمله دوم در فلان سوره و قبل و بعد آن چنین است و همچنین جمله های دیگر. از حفظ قرآن مهم تر، این بود که یافتن آیات از روی قرآن، برای او همچون آب خوردن بود، و هر قرآنی را ـ اعمّ از چاپی یا خطیّ ـ به او می دادی و می گفتی: «کل کاظم! فلان آیه را بیاور» مثل استخاره کردن با قرآن که قرآن را باز می کنند، باز می کرد و آیه در یکی از دو صفحه مقابل بود.

شهید نواب صفوی و کربلایی کاظم

شهید نواب صفوی وقتی که آوازه این حافظ قرآن و پیرمرد پاک دل را شنید به دنبال او فرستاد و با یک دنیا عشق و محبت از وی استفبال کرد و او را همدم خود ساخت ، هر جا که می رفت او را نیز به همراه خود می برد . در تمام مجالس او را به عنوان معجزه زنده الهی معرفی کرده ، بر عرشه منبر می نشاند و از حضار مجلس می خواست تا از او در زمینه معجزه اش سؤال کنند و خبرنگاران روزنامه ها و مجلات داخلی وخارجی را برای مصاحبه با او و مخابره معجزه اش به تمام دنیا دعوت می کرد . کربلای کاظم چون بیش از حد مورد محبت و احترام نواب صفوی قرار گرفت ، نسبت به او خیلی علاقمند شده بود . شهید نواب صفوی هنگامی که از مصر بازگشت ، عبای بسیار نفیسی که وزیر اوقاف مصر به ایشان هدیه کرده بود به دوش کربلایی کاظم افکند و به او بخشید .

همچنین شهید نوّاب صفوی ـ رهبر فدائیان اسلام ـ او را امتحان نموده، کلماتی از قرآن را با نهج البلاغه ترکیب کرده، خواندند و گفتند: این آیه در کجاست؟ کربلایی کاظم فوراً کلمات قرآنی را نشان داد و گفت: اینها از قرآن است، ولی آنها قرآن نیست. پرسیدند: چگونه تشخیص می دهی؟ گفت: قرآن نور دارد و می درخشد...

پس او را با خود به تهران برد و روزنامه نگاران کیهان، اطلاعات، تهران مصور و خواندنی ها را دعوت کرد و با آنها با وی مصاحبه ای به عمل آورد و در جرائد آن روز منتشر نمودند. پس چون عازم مشهد مقدس شدند، وی را با خود به مشهد بردند و هنگامی که در شهرهای سمنان، دامغان، شاهرود، سبزوار و نیشابور مورد استقبال مردم قرار گرفتند، آن شهید بزرگوار، وی را معرفی می کردند تا مردم با دیدن این معجزة حضرت ولی عصر(ع)، دین و ایمانشان تقویت شده، ارادة ایشان در عمل کردن به دستورات دین و مبارزه با طاغوت قوی تر گردد.

آیت الله خزعلی و کربلایی کاظم

آیت الله خزعلی که خود حافظ قرآن و نهج البلاغه و صحیفة سجّادیه می باشند، سال 1332 بود که من با ایشان در کنار حوض مدرسۀ فیضیه ملاقات داشتم و گفتم: «کربلایی کاظم! لِکُلِّ نَبَإٍ مُسْتَقَرٌّ وَ سَوْفَ تَعْلَمُونَ». و « لَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعْدَ حِینِ » دو تا آیه را انتخاب کردم که در یک کلمه مشترک باشند و پرسیدم: «کجای قرآن است؟» بلافاصله جواب داد: «یکی مال سورۀ انعام، آیۀ 67 است و یکی هم مال سورۀ ص، آیه 88»! حتی یک ثانیه هم معطل نکرد. این دو آیه را عمداً کنار هم گذاشتم تا ببینم متوجه می‌شود یا نه؟ فهمیدم قضیه چیز دیگری است. نور قرآن را می‌دید. دو تا «واو» را که می‌نوشتند، می‌گفت: «یکی مال قرآن است، یکی مال غیر قرآن!». از نویسنده پرسیدم: «قضیه چیست؟» جواب داد: «یکی رابه نیت ِ«واو» ولاالضالین نوشتم، یکی را همین ‌طوری». کربلایی کاظم گفت: «این «واو» نور دارد، آن یکی ندارد!» .

آیت الله خزعلی می گفتند: «من بعد از فوت کربلایی کاظم متوجه شدم که به او اسرار آیات و باطن قرآن را هم تعلیم داده بودند. یعنی اگر کسی برای شفای مرض ناعلاج، پیدا شدن گمشده، طی الارض و مانند اینها از او سؤال می کرد، او با قرآن شاید جواب می داد. مثلاً به او گفته شد فلانی بسیار مقروض است و از شما تقاضای دعا دارد. در جواب گفته بود من جز قرآن چیزی بلد نیستم. به او بگویید آیة «و من یتّق الله یجعل له مخرجاً» تا آخر را تا ده روز فلان تعداد بخواند تا انشاءالله قرضش ادا شود. ولی نباید به کسی بگوید که اثرش از بین می رود.

داستانش معروف است. از حرام پرهیز می‌کرد. در قریه‌شان زکات نمی‌دادند، گفت: «من نمی‌مانم». رفت جای دیگر کار می‌کرد و مزد می‌گرفت. به او گفته بودند: «بیا در قریه، خودت کشت کن، خودت هم درو کن». مثلاً 20 من گندم برای زمینی به او می‌دادند، 10 من را به فقرا می‌داد و می‌گفت: «همین10 من برای من بس است». وقتی هم که درو می‌کرد، باید یک‌دهم می‌داد، پنج‌‌دهم می‌داد. روحیه و همت بسیار عالی و بلندی داشت. من در مسافرتی به ساروق رفتم. هم امامزادۀ آنجا را دیدم، هم جایی را که دست روی سرش گذاشته بودند. دو نفر که یکی احتمالاً امام زمان(عج)بوده‌اند، می‌آیند و می‌گویند: «کربلایی کاظم! نمی‌آیی زیارت؟» می‌گوید: «چرا». علوفه‌هایش را جلوی در امامزاده می‌گذارد و داخل می‌رود و فاتحه می‌خواند. به او می‌گویند قرآن بخوان. می‌گوید: «بلد نیستم». ناگهان دور‌تا‌دور امامزاده به رنگ سبز می‌شود و آیات قرآن پدیدار می‌شوند. کربلایی کاظم بی‌هوش می‌شود.

بعد که به هوش می‌آید، می‌بیند تمام قرآن در سینۀ اوست. همه هم می‌گشتند که ببینند کربلایی کاظم کجاست؟ به هوش که می‌آید، برمی‌گردد قریه‌شان و به شیخ آنجا می‌گوید: «من همۀ قرآن را از بَر هستم». می‌گویند: «این حرف را نزن». می‌گوید: «بپرسید» و هرجا را پرسیدند، جواب داد، بلکه بالاتر، می‌گفتند فلان آیه را در قرآن نشان بده، قرآن را باز می‌کرد و با دست همان آیه را نشان می‌داد! دستش هدایت شده بود. فرقی هم نمی‌کرد که قرآن قدیمی باشد یا جدید، چاپی باشد یا خطی. هرآیه‌ای را که می‌گفتند، دستش می‌رفت همان‌‌جا و نشان می‌داد! بسیار عجیب بود. عجیب بود. از نعمت‌های خدادادی در زندگی من، یکی هم دیدن کربلایی کاظم بود.

اصلاً سواد نداشت که بتواند حفظ کند. مردم قریه‌اش هم سواد نداشتند. همین‌طور است که گفتید.

حتی مرحوم آقای بروجردی زیاد او را امتحان کرده بودند. هیچ غرور هم نداشت که چنین شأنی دارد. تواضع محض بود. همه قبول داشتند که آنچه برای او اتفاق افتاده، یک عنایت غیبی است.

آیت الله مصباح یزدی و کربلایی کاظم

داستان كربلايي كاظم را شايد شنيده‏ايد. پيكر پاك ايشان در قبرستان نو در قم مدفون است. ايشان يك پيرمرد كشاورز با لباس ساده روستايي و كلاه نمدي بود، كربلايي كاظم كاملاً بي‌سواد بود تا جايي كه اسم خود را نمي‌توانست بنويسد، با اين حال با لطف و عنايت خدا و به خاطر اخلاصي كه داشت به يكباره حافظ كل قرآن شد. به گونه‌اي كه اگر هر آيه از قرآن را با خصوصيات آن از ايشان مي‏پرسيدي پاسخ مي‌داد. حتي نقطه‏هاي آيات و خواص آيات را نيز مي‏دانست. مرحوم آيت الله شيخ مرتضي حائري رضوان الله عليه، كه ما نيز افتخار شاگردي ايشان را داشتيم، مي‌فرمودند: من خودم كتاب جواهر را در برابر كربلايي كاظم گذاشتم. گفتم اينجا چيزي از قرآن مي‏بيني؟ چند سطر را دست گذاشت و گفت اينها قرآن است. درست بر روي آيات دست مي‌گذاشت. گفتم از كجا مي‏فهمي؟‌ اين سطرها با ديگر سطرها چه فرقي دارد؟ گفت اينها نور دارد. من از نور آن‌ها مي‏فهمم كه آيات قرآن است. حضرت آيت الله خزعلي نيز نقل مي‌كنند شخصي براي كربلايي كاظم بر روي كاغذ، دو تا «واو» نوشت؛ يك «واو» را به نيّت عادي، و يك «واو» را به نيّت قرآن. وقتي هر دو «واوِ» را كه به او نشان دادند، به «واو» قرآني اشاره کرد و گفت: اين نور دارد. اگر چشم من و شما اين نورها و اين امور را نمي‏بيند نبايد بگوييم اين امور واقعيت ندارد و نيست. خيلي امور هست كه ما نمي‏بينيم. اي كاش مقداري، چشمانمان باز مي‏شد «فَإِنَّها لا تَعْمَي الْأَبْصارُ»11. وقتي كه مي‏گويند به قرآن بي‏وضو دست نزنيد، اين فقط براي اين نيست كه به قرآن احترام بگذاريم و به آن اهميت بدهيم بلكه براي آن است كه وقتي كلمات و آيات به قصد قرآن نوشته شد قداست و نورانيت پيدا مي‏كند. اين نورانيت از كجا مي‏آيد؟ آيا شعاعي از آن نور اصلي كه عندالله است به آن مي‏تابد؟ چرا چشم يك انسان اين نور را مي‏بيند و چشم ديگران نمي‏بيند؟ پاسخ هيچ كدام از اين‌ها را نمي‌دانيم.

علامه سيد محمد حسين طباطبايي و کربلایی کاظم

استاد علامه سيد محمد حسين طباطبايي نيز در مورد او فرمود: شخصا کربلايي کاظم را نديده ام. ولي از عده اي صاحب نظران شنيده ام که داستان وي خارق العاده است و طرز حفظ او بر وقوع يک معجزه و کرامت دلالت دارد.

متن دستخط آیت الله العظمی سید محمد هادی الحسنی میلانی

سمه جلت اسمائه

با ایشان مجالس عدیده در نجف اشرف و در کربلای معلا ملاقاتمان شد و جمعی از اهل اعم حضور داشتند و همچنین از سایر طبقات هم بودند و به انحاء کثیره و بطرق مختلفه از ایشان اختبار شد . حقیقتا مهارتشان در اطلاع به آیات و کلمات قرآن مجید امری است بر خلاف عادت و موهبتی است الهیه و هر شخصی که با ایشان قدری معاشرت نماید و به اوضاع و احوال ایشان در مراحل عادیه مطلع شود و قوه حافظه ایشان را در سایر امور امتحان نماید ، کاملاً ملتفت می شود و بالوجدان می یابد که اینگونه تسلط ایشان در معرفت به جمیع خصوصیات قرآن مجید کرامت فوق العاده است . بلکه می توان گفت فرضا قوه حافظه هر اندازه قوت داشته باشد ، نتواند عهده دار شود اینگونه امتحانات و اختیارات را که بانحاء دقیقه بسیار بعمل آمد.

و هو سبحانه و تعالی یهب ما یشاء لمن یشاء

و له الحمد الاحقر محمد هادی الحسنی المیلانی

آیت الله محسنی ملایری و کربلایی کاظم

آیت الله محسنی ملایری می گوید: کربلایی کاظم، بسیار کندذهن و یک ماه رمضان در ملایر میهمان من بود و به مسجد می آمد. هر چه کردم دعای سی روز رمضان را یاد بگیرد نتوانست ولی به معجزة امام(ع) تمام قرآن را مستقیماً و معکوساً تند و سریع بدون هیچ توقفی می خواند. مرحوم آیت الله العظمی بروجردی(ره) ایشان را خواستند و من او را به قم نزد آن مرحوم فرستادم و ایشان هم او را آزمایش و امتحان نمودند و او چندی در منزل حاج سیّد اسماعیل علوی رئیس فرهنگ آن روز قم بود. همه روزه فرهنگیان و اهل علم با او ملاقات و از او سؤال می کردند. یکی از علمایی که او را دیده می گفت: اگر کسی اعتقاد به دین و خداوند نداشت، کافی بود دو سه روزی با کربلایی کاظم معاشرت می کرد، تا با دیدن این معجزة عجیب، به خدای متعال، قیامت، انبیا، و ائمه(ع) و به قرآن کریم معتقد شود.

متن دستخط آیت الله العظمی سید عبدالله شیرازی

بسم الله الرحمن الرحیم

به عرض می رساند امید که مزاج شریف قرین اعتدال و خالی از کسالت و همیشه موفق بوده باشید . مستحضر حالات باشید ، بحمدلله سلامت و به نیابت زیارت اشتغال دارم مرقومه شریفه واصل ، راجع به حالات آقای کربلایی محمد کاظم حافظ قرآن ساروقی سؤال شده بود ، بر اینکه حقیر او را می شناسم یا نه و حفظ او موهبتی است یا نه . حقیر در چند سال قبل به جهت گرما و کسالت مسافرت مختصری به کرند و کرمانشاه نمودم ، ایشان را ملاقات و همراه حقیر مشرف به نجف اشرف شد و قریب چند ماه در نجف اشرف بودند و مورد امتحان حقیر و کثیری از آقایان علما و اهل علم واقع شدند و انصافا در حفظ قرآن و خصوصیات آن خارق العاده می باشد بعضی از اشتباهات و اشکالات به بعضی از علماء بزرگ عامه نمود که مورد تصدیق واقع شد ، مثل استشهاد ابن هشام در مغنی در کلمه ثُمَّ به آیه هُوَ الَّذی خَلَقَکُمَ الخمعلوم شد چنین آیه ای در قرآن مجید که او را استشهاد کرده نیست و در این مدت مدید علماء عامه و خاصه و مدرسین از وجود ایشان استفاده نموده و او را مؤید مِنْ عِنْدِالله دانسته اند . در هر صورت با خصوصیتهایش شخصی است فوق العاده و موجب افتخار مسلمین و شیعه می باشد و از وجود ایشان باید استفاده نمود و مغتنم شمارند .

والسلام علیکم و علی من اتبع الهدی

عبدالله الموسوی الشیرازی

آیة الله العظمی حجت و کربلایی کاظم

مرحوم آیة الله حجت ، از مراجع تقلید شیعه ، نسبت به کربلایی کاظم محبت و عنایت ویژه داشتند و هر گاه او را می دیدند بدو احترام می نهادند و به ایشان مساعدت مالی می کردند و می فرمودند : او معجزه مقام ولایت است.

متن دستخط آیت الله العظمی حاج سید احمد زنجانی درباره کربلایی کاظم

(در ارتباط با) کربلایی کاظم ساروقی حافظ قرآن کریم . حقیر حفظ قرآن را از او امر عادی ندیدم ، بلکه موهبتی الهی فهمیدم ، چون اگر آن مستند به قوه حافظه بود مقتضی بود که چیزهای دیگر را نیز حفظ کرده باشد . برای اینکه صاحب این قوه هیچ وقت این قوه را معطل نمی گذارد ، بلکه از ادعیه و اشعار و اخبار و عبارات بزرگان به مقتضای ذوق و شوق زیاد حفظ می نماید . ولی حافظه او در غیر قرآن متعارف است ، بلکه از متعارف نیز کمتر است ، چون حرف متعارف و آداب معاشرت را بلد نیست و جز قرآن چیزی در خود ندارد و اما نسبت به قران به طوری احاطه دارد ، هر آیه را از هر جای قرآن می پرسند فوراً می گوید و هر قرآن هم به دستش می دهند باز کرده دو ورق این ور و آن ور می کند ، هماندم دست روی همان آیه می گذارد و حتی (اگر) یک حرف عمداً زیاد و یا کم کنند ، فوری می گوید این حرف زیاد و یا کم است و چه بسا اتفاق افتاده که در سؤال سر یک آیه را وصل به آیه دیگر کرده اند و پرسیدند ، فوری می گوید جوابش این است و بقیه اش در سوره فلان است و آیه چندم . خلاصه حقیر از امتحانات مکرری که کردم حفظ قرآن ایشان را موهبتی الهی فهمیدم .

بنده حقیر سید احمد الحسنی الزنجانی

ذیحجة الحرام 1374 هجری قمری

آیة الله حاج سید محمد تقی خونساری و کربلایی کاظم

مرحوم آیة الله خونساری که نماز باران ایشان در قم مشهور است ، پس از آزمودن کربلایی کاظم به او فرمودند : می توانی قرآن را از آخر به اول بخوانی ؟ کربلایی گفت : آری و شروع کرد به خواندن سوره بقره از آخر به اول . آیة الله خونساری فرمودند : بسیار عجیب است ، من شصت سال است سوره توحید را که چهار آیه دارد می خوانم و نمی توانم بدون فکر و تامل از آخر به اول بخوانم ، ولی این مرد عامی دهاتی سوره بقره را که 286 آیه دارد ، بدون تأمل مستقیماً و معکوساً از حفظ می خواند !

آیة الله العظمی صدر و کربلایی کاظم

آیت الله العظمی آقای صدر (ره) پدر امام موسی صدر ، یکی از مراجع تقلید شیعه که یکی از دو وصیّ مرحوم آیت الله العظمی حائری یزدی بودند، پس از آزمایش و امتحان او فرمودند: «نمی دانم در واقع چه عملی مورد قبول درگاه الهی است، زیرا من که سیّد و ذریّه پیامبر(ص) هستم و سال ها درس خوانده و در اوامر الهی هم کوتاهی نکرده و نواهی و مناهی را هم ترک نموده ام، به این فیض نرسیده ام، ولی این پیرمرد بی سواد مورد عنایت واقع شده و حافظ قرآن گردیده است».

شهید حجة الاسلام سید عبدالحسین واحدی و کربلایی کاظم

شهید سید عبدالحسین واحدی ، از سران فدائیان اسلام ، با زحمت از چند سوره کلماتی را برگزید و چنان آنها را کنار هم قرار داد که وقتی در محضر جمعی از علما آنها را خواند ، هیچ یک از آنها حتی احتمال نداده بود که آیه ای از قرآن نباشد ولی کربلایی کاظم به او گفت : این کلمه را از فلان سوره و آن کلمه را از فلان سوره دیگر و تقریبا بیست کلمه را از بیست سوره ، همه را یک به یک نام برد و قبل و بعد آن کلمه ها را از همان سوره ای که نام می برد تلاوت کرد و گفت : چند واو نیز از جیب برای وصل کردن کلمات در بین آنها گذاشته ای و می خواهی مرا امتحان کنی و این عمل در حضور جمعی از علما بود که همه به او آفرین گفتند و حتی برخی بزرگان از جا برخاستند و دست او را بوسیدند .

شهید خلیل طهماسبی و کربلایی کاظم

او که از شهدای فداییان اسلام و از یاران نزدیک شهید نواب صفوی بود ، در یادداشتی به تاریخ سی ام ، ماه مبارک رمضان ، سال 1373 هـ . ق می نویسد :

هوالعزیز

به نام خدای توانا

بهترین تحفه و هدیه من به مردان خدا ، سخن خدا و سخنان اولیای خداست . این کتاب مفاتیح الجنان را به پدر بزرگوارم جناب آقای کربلایی کاظم حافظ القرآن به عنوان یادگاری تقدیم می کنم که این سند زنده اعجاز آل محمد و حافظ تمام قران در عوض این تحفه ، در طول سال ، دوازده ختم قران قرائت و هدیه به روح معصومین ، سلام الله علیهم کند . به لطف خداوند و محمد و آل محمد ، ثوابش به روح و روان پدر و مادر من باشد . شاید به لطف خدای عزیز از مدافعین سرسخت قران باشم و به خاطر حفظ و دفاع از این قرآن رویم به خونم رنگین شود و به صاحب قرآن با سرافرازی ملحق شوم .

خلیل طهماسبی


ادامه مطلب
 نوشته شده توسط در تاریخ پنجشنبه دهم شهریور 1390 با موضوع

 

 

تصاویر حقیقی کربلایی محمد کاظم کریمی ( ساروقی )

 

 تصویر شماره ۱

 

تصویر شماره ۲

 

 تصویر شماره 3

 

 

 تصویر شماره 4

  

 

 

تصویر شماره 5

 

تصویر شماره 6

 

 

تصویر شماره 7

 

تصویر شماره 8

 

 

 تصویری از بقعه امامرادگان هفتاد و دو تن روستای ساروق که محل رخ دادن این معجزه عظیم قرآنی می باشد. روستای ساروق در استان مرکزی و شهرستان اراک واقع شده است. 

  

 

 تصاویری از آرامگاه کربلایی کاظم کریمی در شهرستان قم و قبرستان نو که در اطراف (در نزدیکی) حرم حضرت معصومه (س) قرار دارد.

کربلایی کاظم در سال 1300 ه.ق برابر با 1257 ه.ش به دنیا آمد و در سال 1379 ه.ق برابر با 1336 ه.ش از دنیا رفت و در این مکان به خاک سپرده شد.

  

 

 

 

 

 برپایی نخستین کنگره بین المللی بزرگداشت معجزه عصر

حافظ غیبی قرآن مجید ( کربلایی کاظم کریمی ساروقی )

در این مراسم جناب آقای دکتر حداد عادل رئیس مجلس شورای اسلامی، جناب آقای صفار هرندی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، آیت الله محسنی گرگانی نماینده ولی فقیه و امام جمعه اراک، جناب آقای سهرابی استاندار استان مرکزی و همچنین تعدادی از صاحبان مقالات ارسالی به دبیرخانه جشنواره، به سخنرانی پرداختند. به علاوه علماء و شخصیت های ۵۹ کشور جهان اسلام از مدعوین و شرکت کنندگان در این همایش بودند.

 

 

 

 

برای مشاهده تصاویری بیشتر از این کنگره بین المللی به ادامه مطلب مراجعه شود

 

( ادامه مطلب ) 

 


ادامه مطلب
 نوشته شده توسط در تاریخ شنبه بیست و دوم مرداد 1390 با موضوع
معرفی چند عدد از مجموعه کتبی که در مورد این معجزه به چاپ رسیده است.

 

 

معرفی چند عدد از مجموعه کتبی که در مورد این معجزه به چاپ رسیده است.

احتمالا امکان خریداری نمودن از طریق اینترنت وجود دارد 

 

۱. داس‍ت‍ان ح‍اف‍ظ ق‍رآن ش‍دن ک‍رب‍لای‍ی‌ک‍اظم، تالیف:اسماعیل کریمی؛ [ب‍رای ام‍ام‍زادگ‍ان ۷۲ ت‍ن س‍اروق اراک]، ناشر:م‍وس‍س‍ه آم‍وزش‍ی و پ‍ژوه‍ش‍ی ام‍ام خ‍م‍ی‍ن‍ی، شابک:۹۷۸-۹۶۴-۴۱۱-۱۲۸-۰

۲. «تجلی قرآن و عترت در حافظ قرآن شدن کربلایی کاظم ساروقی و سرداران رشید اسلام»، تالیف:محسنی گرگانی، ناشر:دارالکتب‌الاسلامیه‏، شابک:۹۷۸-۹۶۴-۴۴۰-۴۷۵-۷

۳. داس‍ت‍ان ک‍رب‍لائ‍ی ک‍اظم و ح‍اف‍ظ ق‍رآن ش‍دن او در ی‍ک ل‍ح‍ظه، تالیف:م‍وس‍س‍ه در راه ح‍ق، ناشر:م‍وس‍س‍ه در راه ح‍ق ۱۳۷۲، شابک:ISBN 964-6425-61-5

 ۴. ک‍رب‍لائ‍ی ک‍اظم: م‍رد ب‍ی‍س‍وادی ک‍ه ن‍اگ‍ه‍ان ح‍اف‍ظ ق‍رآن ک‍ری‍م ش‍د، تالیف:اب‍وال‍ف‍ت‍ح دع‍وت‍ی، ناشر:ق‍اطع ال‍ب‍ره‍ان‌۱۳۷۸، شابک: ‎۹۶۴-۹۲۸۸۸-۰-۷

۵. «ک‍رب‍لای‍ی ک‍اظم: م‍ع‍ج‍زه ولای‍ت»، تالیف:ج‍م‌ال‍س‍ادات طب‍اطب‍ای‍ی، ناشر:ح‍ض‍ور‏ ۱۳۸۲، شابک:‎۹۶۴-۶۲۷۲-۸۷-۸

۶. یک معجزه آشکار کربلائی کاظم: مرد بیسوادی که ناگهان حافظ سراسر قرآن شد، تالیف:میرابوالفتح دعوتی

۷. مع‍ج‍زه ق‍رآن در ع‍ص‍ر ح‍اض‍ر (زن‍دگ‍ی‍ن‍ام‍ه ک‍رب‍لای‍ی ک‍اظم و ان‍س او ب‍ا ق‍رآن‌)، تالیف:ح‍م‍ی‍درض‍ا م‍رادی ۱۳۷۹ شابک: ۹۷۸-۹۶۴-۹۲۶-۷۱۵-۹

۸. «م‍ردی ب‍رت‍ر از ک‍ام‍پ‍ی‍وت‍ر: داس‍ت‍ان ک‍ش‍اورز ب‍ی‍س‍وادی ک‍ه در چ‍ن‍د ل‍ح‍ظه دان‍ش‍م‍ن‍د ش‍د»، تالیف:ع‍ب‍اس م‍ب‍ش‍ری، ناشر:ت‍دب‍ی‍ر، شابک:۹۶۴-۶۵۰۴-۴۱-۸

۹. «مردی از جنس آفتاب (شرح حال داستانی کربلایی کاظم کریمی‌ساروقی)»، ناشر:مهسا فاضلی.؛ ناشر:هم‌میهن‏‫، ۱۳۸۶.

۱۰. «سر موزون» در بیان نکته‌های عرفانی واقعه الهی حافظ قرآن شدن کربلایی محمدکاظم کریمی ساروقی؛ محمدحسین اکبری ساوجی؛ شابک: ۹۷۸-۹۶۴-۰۴-۰۸۰۵-۶

۱۱. «به خاطر تو: داستان کربلایی کاظم که در یک لحظه حافظ قرآن شد» حسین صالح، شابک: ۹۷۸-۹۶۴-۴۶۶-۰۳۴-۴

 ۱۲. «امام‌زمان علیه‌السلام و کربلایی کاظم (قدمگاه صاحب‌الزمان علیه‌السلام)»، تالیف:ابوالفضل سبزی، حجت‌الله سبزی، ناشر:خورشید هدایت، شابک:‏‫۹۷۸-۶۰۰-۵۳۱۶-۲۴-۷

۱۳. «امیران مظلوم 'شجره و رویداد شهادت امامزادگان 72 تن ساروق اراک' و داستان حافظ قرآن شدن کربلایی » تالیف: كمال‌الدين‌همايون فراهاني، ناشر: موسسه ‌انتشارات‌ مشهور، شابک : ۹۶۴-۸۳۵۰-۴۳-۴

 

تصویر جلد چند عدد از مجموعه کتبی که در مورد این حادثه

 بی سابقه تاریخ اسلام، نوشته شده است.

 

                

          

            

  

 

 

 

 تمبر یادبود "کربلایی کاظم کریمی ساروقی" مرد بیسوادی که

در پی کرامت الهی حافظ کل قرآن مجید شد.

این تمبر در سال ۱۳۸۶ در کنگره بین المللی کربلایی کاظم کریمی ساروقی در شهر اراک، در حضور مهمانان داخلی و خارجی رونمایی شد.

 

 

 

رو نمایی از تندیس یادبود

حافظ غیبی قرآن مجید ( کربلایی محمد کاظم کریمی ساروقی )

در این مراسم با حضور نماینده ولی فقیه در استان مرکزی حضرت آیت الله دری نجف آبادی، فرزند ارشد کربلایی کاظم جناب آقای اسماعیل کریمی و همچنین جمعی از مسئولین و اقشار مردم، تندیس کربلایی کاظم کریمی در مصلی بیت المقدس اراک رونمایی گردید.

              

 

 

 

مجموعه ای از توضیحاتی که در مورد این معجزه در

سایت های خبری اینترنتی ایران تاکنون آمده است

( در قسمت ادامه مطلب )

 

  


ادامه مطلب
 نوشته شده توسط در تاریخ شنبه بیست و دوم مرداد 1390 با موضوع
تصویر دو دست نوشته به جا مانده از کربلایی محمد کاظم کریمی ( ساروقی )
 

 

 آیه شریفه " بسم الله الرحمن الرحیم " در تصویر پایین به دستخط مرحوم کربلایی محمد کاظم کریمی ( ساروقی )، نوشته شده است. قابل ذکر است که نگارش آیه شریفه نادرست و اشتباه می باشد.

                

 

 

 

 نوشته "محمد کاظم حافظ " در تصویر پایین توسط مرحوم کربلایی محمد کاظم کریمی ( ساروقی ) معجزه بزرگ قرآنی عصر ما نوشته شده است. قابل ذکر است که این نوشته او نیز نادرست و اشتباه می باشد و همچنین در حکم امضای او بوده که از ذیل یک سند ملکی استخراج شده است.

 

 

 

 نوشته شده توسط در تاریخ شنبه بیست و دوم مرداد 1390 با موضوع
 

 نوشته شده توسط در تاریخ شنبه بیست و دوم مرداد 1390 با موضوع
فیلم ساخته شده بر اساس داستان حقیقی زندگی محمد کاظم کریمی ( ساروقی ) - قسمت اول
 

دانلود قسمت اول فیلم زیبای ساخته شده بر اساس داستان حقیقی زندگی معجزه عصر، محمد کاظم کریمی ( ساروقی ) به مدت زمان حدود ۱۰ دقیقه و حجم تقریبی ۳۷ مگابایت :

دانلود فیلم ( قسمت اول )

لینک دانلود: http://www.persiangig.com/pages/download/?dl=http://sarooghi.persiangig.com/video/filme%20zendegi-1.3gp

 

 نوشته شده توسط در تاریخ شنبه بیست و دوم مرداد 1390 با موضوع
فیلم ساخته شده بر اساس داستان حقیقی زندگی محمد کاظم کریمی ( ساروقی ) - قسمت دوم
 

دانلود قسمت دوم فیلم زیبای ساخته شده بر اساس داستان حقیقی زندگی معجزه عصر، محمد کاظم کریمی ( ساروقی ) به مدت زمان حدود ۱۰ دقیقه و حجم تقریبی ۳۸ مگابایت :

دانلود فیلم ( قسمت دوم )

لینک دانلود: http://wdl.persiangig.com/pages/download/?dl=http://sajiade.persiangig.com/video/filme%20zendegi-2.3gp

 

 نوشته شده توسط در تاریخ شنبه بیست و دوم مرداد 1390 با موضوع
فیلم ساخته شده بر اساس داستان حقیقی زندگی محمد کاظم کریمی ( ساروقی ) - قسمت سوم
 

دانلود قسمت سوم فیلم زیبای ساخته شده بر اساس داستان حقیقی زندگی معجزه عصر، محمد کاظم کریمی ( ساروقی ) به مدت زمان حدود ۱۰ دقیقه و حجم تقریبی ۳۸ مگابایت :

دانلود فیلم ( قسمت سوم )

لینک دانلود: http://www.persiangig.com/pages/download/?dl=http://saroogh.persiangig.com/video/filme%20zendegi-3.3gp

 

 نوشته شده توسط در تاریخ شنبه بیست و دوم مرداد 1390 با موضوع
فیلم ساخته شده بر اساس داستان حقیقی زندگی محمد کاظم کریمی ( ساروقی ) - قسمت چهارم
 

دانلود قسمت چهارم ( نهایی ) فیلم زیبای ساخته شده بر اساس داستان حقیقی زندگی معجزه عصر، محمد کاظم کریمی ( ساروقی ) به مدت زمان حدود ۱۰ دقیقه و حجم تقریبی ۳۷ مگابایت :

دانلود فیلم ( قسمت چهارم )

لینک دانلود: http://www.persiangig.com/pages/download/?dl=http://ghoranhagh.persiangig.com/video/filme%20zendegi-4.3gp

 

 

 نوشته شده توسط در تاریخ شنبه بیست و دوم مرداد 1390 با موضوع
بیانات مرجع عالیقدر، آیت الله مکارم شیرازی و بیانات آیت الله خزعلی، عضو مجلس خبرگان رهبری (از شاهدان
 

فیلم بیانات مرجع عالیقدر، آیت الله مکارم شیرازی ( از شاهدان و تصدیق کنندگان رخ دادن این معجزه عظیم بر کربلایی محمد کاظم کریمی ( ساروقی ) به مدت زمان حدود ۶ دقیقه و حجم تقریبی ۱۹مگابایت ) :

دانلود فیلم بیانات

لینک دانلود: http://www.persiangig.com/pages/download/?dl=http://rahmateallah.persiangig.com/video/ayatollah%20makaremeshirazi.3gp

فیلم مصاحبه با آیت الله خزعلی، عضو مجلس خبرگان رهبری ( از شاهدان و تصدیق کنندگان رخ دادن این معجزه عظیم بر کربلایی محمد کاظم کریمی ( ساروقی ) به مدت زمان حدود ۱۵ دقیقه و حجم تقریبی ۴۸ مگابایت ) :

دانلود فیلم مصاحبه

لینک دانلود: http://www.persiangig.com/pages/download/?dl=http://seregheyb.persiangig.com/video/ayatollah%20khazali.3gp

 

 نوشته شده توسط در تاریخ شنبه بیست و دوم مرداد 1390 با موضوع
فیلم مصاحبه با آقای حاج اسماعیل کریمی فرزند ارشد کربلایی کاظم در شبکه تلویزیونی المنار لبنان
 

 

 

 

دانلود قسمت اول فیلم مصاحبه با فرزند ارشد کربلایی کاظم کریمی(ساروقی) در شبکه تلویزیونی المنار لبنان به مدت زمان حدود ۱۱دقیقه و حجم تقریبی ۳۷ مگابایت:

دانلود ( قسمت اول )

لینک دانلود:  http://www.persiangig.com/pages/download/?dl=http://moejezeasr.persiangig.com/video/shabake%20almenar-1.3gp

 

 

   

دانلود قسمت دوم فیلم مصاحبه با فرزند ارشد کربلایی کاظم کریمی(ساروقی) در شبکه تلویزیونی المنار لبنان به مدت زمان حدود ۱۰دقیقه و حجم تقریبی ۳۳ مگابایت:

دانلود ( قسمت دوم )

لینک دانلود: http://www.persiangig.com/pages/download/?dl=http://karbalaeikazem.persiangig.com/video/shabake%20almenar-2.3gp

 

 

 نوشته شده توسط در تاریخ شنبه بیست و دوم مرداد 1390 با موضوع
فیلم مصاحبه با آقای حاج اسماعیل کریمی فرزند ارشد کربلایی کاظم در دانشگاه شهر مجلسی اصفهان
 

 

 

فیلم مصاحبه با آقای حاج اسماعیل کریمی فرزند ارشد کربلایی کاظم

 در دانشگاه شهر مجلسی اصفهان در شش قسمت

 

 در ادامه مطلب

 

 


ادامه مطلب
 نوشته شده توسط در تاریخ شنبه بیست و دوم مرداد 1390 با موضوع
فیلم مصاحبه با دوستان، آشنایان و هم روستایی های کربلایی محمد کاظم کریمی (ساروقی) در شش قسمت
 

 

فیلم مصاحبه با دوستان، آشنایان و هم روستایی های

 کربلایی کاظم کریمی (ساروقی) در شش قسمت

 

در ادامه مطلب

 

 


ادامه مطلب
 نوشته شده توسط در تاریخ شنبه بیست و دوم مرداد 1390 با موضوع
فیلم مصاحبه با آقای حاج اسماعیل کریمی فرزند ارشد کربلایی کاظم در مرکز اسناد آستان قدس رضوی
 

 

فیلم مصاحبه با آقای حاج اسماعیل کریمی فرزند ارشد

 کربلایی کاظم در مرکز اسناد آستان قدس رضوی در شش قسمت 

 

 در ادامه مطلب 

 

 


ادامه مطلب
 نوشته شده توسط در تاریخ شنبه بیست و دوم مرداد 1390 با موضوع